قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 11

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بىحاصلى آن پادشاه است . در صفحات 1891 به بعد تفصيلى دارد از كتابچهء مقطوعى و مخارج خاص گورخر و مرال و سگ و گربه و طوطى و شكار قوچ مربوط به ناصر الدين شاه و در صفحهء 3 - 1962 از كارهاى عبثى كه مظفر الدين شاه در آوردن كارخانهء يخ‌گيرى ، جوجه‌كشى ، توپ‌ريزى ، گاو اروپايى ، ماديانهاى روسى ، تخم گل و طوطى و سگ كرده بوده است . در دوران مشروطيت ، دو عامل مهم سياسى به وجود آمد كه يكى انجمنها بوده و ديگر روزنامه‌ها . عين السلطنه در موارد زيادى به نقد اخلاقى آنها پرداخته است مانند اين عبارت : « هركس روزنامه مىنويسد از طرف عموم ملت فحش مىدهد . هركس كه يك ورق اعلان هم چاپ مىكند عموم ملت مىشود . » ( ص 2075 ) . همچنين صفحهء 1823 ديده شود . در خصوص انجمنها نوشته است : « گفتند يكصد و هفتاد لوحهء [ انجمن ] است . اما اغلب آنها يك مدير و يك ناظم پيش ندارد ، بلكه بعضى همان تابلوست . . . مثل انجمن آسيابانها ، ماست‌بندها و پينه‌دوزها . » ( ص 2104 ) در جريان توپ‌بستن مجلس و غارت آنجا و سپس اقدام به مرمت ساختمان مجلس پس از يك سال نكتهء عبرت‌انگيزى مىنويسد : « اين مردم سست‌عنصر كه ديروز جان و مال و خون خود را فداى مشروطه مىكردند هيچ تغييرى در حالشان نبود بلكه ساحت مقدس دار الشوراى ملى را غارت كرده به چوب خشك و درخت تر آن ابقا نكردند و چيزى براى آن ساحت مقدس باقى نگذاشتند . اگر يك قاليچه سرباز برده ده قالى دوازده ذرعى مشروطه‌طلبان و ملت غيور [ در ] آورد » يعنى از مجلس به در برد . ( ص 2134 ) . پيش از آن هم نوشته است كه « سرتيپ آن فوج مصطفى خان شريك الملك ما بقدرى گفتند روى توپ اسباب غارتى آورده بود كه اسبها طاقت كشيدن آن را نداشتند . » ( ص 2132 ) . در چنين وقت كه غوغا بالا گرفته بود پيشه‌وران دكانها را مىبسته و فرار مىكرده‌اند . نويسنده نبايد گزافه نوشته باشد كه « ديدم تمام دكاكين بسته است و مردم با شتاب و عجله هرچه تمامتر فرار مىكنند . عبا و عمامه است كه به زمين افتاده . . . معلوم است چقدر خنده كرديم و به چه اندازه از اينها كه تا قطره آخر خون خود را فداى وطن مىكردند اميدوار شديم . » ( ص 2092 ) عماد السلطنه با تاريخ ناآشنا نبوده است . چند جا به دورهء هفتاد سالهء انحطاط ايران كه از فوت عباس ميرزا شروع مىشود اشارت دارد ( ص 2058 ) و در قبال آن به تمدن درخشان گذشتهء ايران مىنازد . او هماره متوجه است كه روس و انگليس مايهء تضعيف مملكت و ايجاد اختلالات ملىاند . جزين دو دستگى داخلى را هم از موجبات خرابى